الشيخ عباس القمي

211

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

اللهُمَّ فَإنّي أستَغفِرُك مِنه ، فَاغفِرلي ، وَما عَمِلتُ مِن عَمَلٍ يُقَرِّبُني إليك فَاقْبَلهُ مِنّي وَلاتَقطَعْ رَجائي مِنكَ يا كَريم . « 1 » شيخ كفعمى اين نماز را به اين نحو روايت كرده كه در ركعت اوّل بعد از حمد ده مرتبه توحيد و در دوم بعد از حمد ده مرتبه آية الكرسى بخواند و بعد از نماز همان دعا را بخواند . « 2 » در اين روز ، سنهء 206 ، نضر بن شميل ، نحوىِ بصرى در مرو وفات كرد « 3 » و او از اصحاب خليل بن احمد و صاحب فنونى از علم است . گويند در بصره امر معيشت بر او تنگ شد ، به عزم مسافرت به خراسان حركت كرد ، قريب سى هزار نفر از اهل علم بصره مشايعتِ او كردند . نضر چون به مربد رسيد گفت : اى اهل بصره ! دشوار است بر من مفارقت شماها . و به خدا قسم اگر روزى يك كيله باقلا مىيافتم از شماها مفارقت نمى كردم . در ميان آن همه جماعت كسى پيدا نشد كه اين مقدار را متحمّل شود . لاجرم به خراسان رفت و در مرو مقيم شد . روزى در مجلس مأمون يك كلمه تعليمِ او كرد ، پنجاه هزار درهم از مأمون و سى هزار درهم از فضل بن سهل به او رسيد و آن كلمه اين بود كه مأمون حديثى مسند خواند از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه فرمود : « إذا تَزَوّجَ الرَجُل المرأةَ لِدينِها وَجَمالِها كان فيها سداد من عَوَز » . و « سداد » را به فتح خواند و نضر به كسر خواند و گفت : به فتح ، لحن و غلط است . مأمون گفت : مرا نسبت به لحن مىدهى ؟ گفت : شما قرائت كرديد به همان نحو كه هيثمِ راوى براى شما روايت كرده و او مردى لحّان بوده .

--> ( 1 ) . اقبال الأعمال ، ج 2 ، ص 380 ، باب 9 . ( 2 ) . مصباح كفعمى ، ج 2 ، ص 469 - 470 . با اختلاف اندكى در الفاظ دعا . ( 3 ) . وفيات الأعيان ، ج 5 ، ص 404 ، ش 764 « النضر بن شميل » .